ارزیابی عملکرد جامعه ملل
انعقاد قراردادهای لوکارنو بین آلمان و همسایگان در سال ۱۹۲۵ و قرارداد برایان-کلوک یا معاهده پاریس که هر دو جنگ را محکوم می کردند از جمله موفقیت های جامعه ملل بود.
انعقاد پیمان عمومی داوری در سال ۱۹۲۸ و تدوین حقوق بین الملل از سال ۱۹۳۴ توسط کمیسیون حقوق بین الملل
ب) شکست جامعه ملل و علل آن
که درواقع عدم تامین اهداف پیش بینی شده در میثاق یعنی تضمین صلح و امنیت بین المللی و عدم بسط همکاری جهانی را در بر داشت.
علل و عوامل عبارتند از :
۱- ضعف مقررات میثاق یا ضعف های قانونی
به علت مخالفت سنای آمریکا با پیمان ورسای که جامعه ملل جزیی از آن بود ویلسون رییس جمهور وقت آمریکا باید اصولی را در میثاق یا اساسنامه جامعه ملل می گنجاند که با مقاصد وی درخصوص ایجاد یک سازمان نیرومند جهانی تعارض داشت. مثلا کلمه تضمین از ماده ۱۰ برداشته شد و به جای آن احترام به استقلال و تمامیت ارضی کشورها جایگزین گردید. بند ۸ از ماده ۱۵ میثاق دخالت جامعه ملل را در امور داخلی کشورها منع می کرد. ماده ۹ میثاق به جای تشکیل یک نیروی صلح بین المللی فقط تشکیل یک کمیسیون نظامی را پیش بینی می کرد. اصل اتفاق آرا در مسائل اساسی مانع هر تصمیم و اقدام مهم بود که احیانا می توانست مخالف با منافع یکی از دول بزرگ باشد. تصمیمات شورا و مجمع عمومی جنبه توصیه داشت نه الزام که تعهدات دول را برای اجرای تصمیمات به حداقل کاهش می داد.
۲- ضعف در مجازات متخلف
اگر ضمانت اجرای قانون مجازات باشد و اگر این مجازات ها اجرایی نشود نقض قانون امری عادی می گردد. این وضعیت در مورد جامعه ملل وجود داشت. اگرچه افکار اروپا پس از جنگ جهانی اول متوجه مجازات های جمعی علیه تجاوز و تخلف از مقررات بین المللی شد و میثاق جامعه ملل مواردی در مجازات های اقتصادی و نظامی داشت، اما هیچکدام اجرا نشد. سازمان نتوانست این مجازات ها را راجع به ایتالیا که به حبشه در سال ۱۹۲۵ تجاوز کرده بود اعمال نماید. اخراج از جامعه ملل جنبه صوری داشت و برای تصویب آن اتفاق آرا لازم بود. وقتی تجاوز شوروی به فنلاند در سال ۱۹۳۹ مطرح شد و اخراج دولت پیشنهاد گردید با مخالفت برخی دول مواجه شد. مجازات های مالی و اقتصادی نیز جنبه صوری پیدا کرد و دول عضو نیز که از اجرای مجازات های اقتصادی متضرر می شدند از پیگیری منصرف می گشتند.
۳- ضعف تشکیلاتی
تحلیل هایی که در متن اولیه میثاق بوجود آمد (اصلاحات) تا موجبات عضویت آمریکا را در سازمان جدید فراهم کند اگرچه با نارضایتی فرانسه مواجه شد اما همین متن که تعهدات کمتری برای آمریکا داشت توسط مجلس سنای آمریکا تصویب نشد و آمریکا به عضویت جامعه ملل درنیامد که یکی از مهمترین ضعف جامعه ملل در بدو شکل گیری آن بود.
۴- تحولات دهه ۱۹۳۰
از ۱۹۳۳ که نازی ها حکومت را در آلمان بدست گرفتند ضربات متوالی بر جامعه ملل وارد شد. ورود آلمان به عضویت دایم شورا دلیل ضعف بود و خروج آن در سال ۱۹۳۳ با بی اعتنایی و سهل انگاری جامعه ملل مواجه شد. بدین ترتیب آلمان توانست آزادی عمل بیشتری برای پیشبرد سیاست تجاوزکارانه خود شود. برعکس خروج آلمان باعث اتحاد دول بزرگ نشد و موجب ضعف شورا بدلیل ترکیب ناپایدار آن گردید. درواقع ترکیب شورا براساس ایجاد تعادل بین اصل تساوی دولتها و موافقت با نوعی امتیاز به کشورهای بزرگ به استناد مسولیت شان در حفظ موازنه سیاسی جهان مورد توجه بوده است. و این باعث شد که همانطور که در فوق به آن اشاره شد این دول در عمل نتوانند از امتیاز خاصی برخوردار گردند و اتفاق آرا آنها را همطراز کشورهای کوچک می کرد. تغییرات مکرر در ترکیب شورا بوجود آمد و ورود و خروج های دایم باعث گردید که این رکن کارایی نداشته باشد. مساله دیگر عدم تفکیک وظایف و مسولیت های شورا و مجمع عمومی بود که در یک زمان می توانست تداخل ایجاد کند.
سلام به شما